digidtyle

بررسي تحليل استخوان كرستال در اطراف ايمپلنت هاي استوانه اي در مقايسه با ايمپلنت هاي مخروطي

بررسي تحليل استخوان كرستال در اطراف ايمپلنت هاي استوانه اي در مقايسه با ايمپلنت هاي مخروطي

بررسي-تحليل-استخوان-كرستال-در-اطراف-ايمپلنت-هاي-استوانه-اي-در-مقايسه-با-ايمپلنت-هاي-مخروطي

این پایان نامه در قالب فرمت word قابل ویرایش ، آماده پرینت و ارائه به عنوان پروژه پایانی میباشد.


موفقيت طولاني مدت كلينيكي ايمپلنت ها وابسته به استئواينتگريشن و چسبيدن بافت هاي نرم و اپي تليوم به سطوح ايمپلنت است. اندكس هاي مختلفي شامل: پلاك اندكس ، اندكس لثه اي ، خونريزي حين پروبينگ و تحليل استخوان براي ارزيابي سلامت بافت هاي نرم اطراف ايمپلنت استفاده مي شود ، تحليل استخوان مارژينال بوسيله راديوگرافي ارزيابي مي شود و بطور مستقيم در ارتباط با موفقيت طولاني مدت درمان هاي ايمپلنت است.. بخاطر اينكه سازندگان ايمپلنت هاي دنداني بتوانند ميزان تحليل كرست استخوان را به حداقل برسانند ، تمهيدات مختلفي را اعمال نموده اند ، كه از آن جمله مي توان به ايجاد تغييرات سطحي ايمپلنت (اسيد اچ ، سندبلاست ، هيدروكسي آپاتيت و ...) ، تغيير در شكل ايمپلنت ( استوانه اي ، مخروطي) و تغيير در رزوه ها (نوع ، شكل و عمق رزوه) اشاره نمود.

اهداف:

هدف از مطالعه حاضر، بررسی اثر شکل بدنه ایمپلنت بر روی میزان تحلیل استخوان کرستال اطراف ایمپلنت های مخروطی و استوانه ای سیستم SPI، شش ماه بعد از بارگذاری می باشد.

مواد و روش ها:

مجموعه ای از 32 ایمپلنت SPI (19ایمپلنت مخروطی/13ایمپلنت استوانه ای) ، به روش دو مرحله ای  در 12 بیمار مرد قرار گرفتند. هیچ کدام از بیماران بیماری سیستمیک و عادت پارافانکشنال نداشتند و از لثه کراتینیزه و استخوان مناسب برخوردار بودند. نگاره های پری اپیکال به روش موازی، در ابتدا و شش ماه بعد از بارگذاری از محل ایمپلنت ها تهیه شدند. ارزیابی های کلینیکی مثل عمق پاکت و شاخص BOP ثبت شدند.

یافته ها :

بعد از گذشت شش ماه از بارگذاری میزان تحلیل استخوان کرستال در ایمپلنت های استوانه ای :mm(0.29)±0.84-و در ایمپلنت های مخروطی:mm(0.62)±0.73- بود که تفاوت معنی داری نداشت ( P=0.5 ).  میانگین عمق پاکت در ایمپلنت های استوانه ای: mm (0.45)± 2.61 و در ایمپلنت های مخروطی: mm((0.44± 2.36 بود (P=0.1). شاخص BOP  در گروه استوانه ای: 53.8%و در گروه مخروطی:47.4%  بودP=0.7)). از نظر فک مربوطه، میزان تحلیل استخوان و عمق پاکت در فک بالا کمی بیشتر بوده ولی از لحاظ آماری معنی دار نمی باشد.

نتیجه گیری:

در این مطالعه هیچگونه تفاوت معنی داری از نظر میزان تحلیل استخوان کرستال، عمق پاکت و شاخص BOP بین ایمپلنت های مخروطی و استوانه ای مشاهده نشد.

مقدمه :

از دست رفتن دندانها باعث مختل شدن استتيك ، جويدن و صحبت كردن بيمار ميشود. اگرچه پروتز هاي دنداني قادر به ترميم استتيك و فانكشن بيمار تا حدودي است ، اما بعضي مشكلات ايجاد شده توسط آنها سبب مي شود كه بيماران بدنبال استفاده از پروتزهاي ساپورت شونده توسط ايمپلنت باشند. كاهش زمان درمان و راحتي بيمار، در كنار داشتن استتيك مطلوب تر از مزاياي درمان با ايمپلنت هاي دنداني مي باشد. ميزان موفقيت تقريبا 100% و عدم تخريب دندان هاي مجاور از موارديست كه منجر به افزايش استفاده از درمان هاي ايمپلنت شده است.

نشان داده شده است كه استئواينتگريشن زماني بدست مي آيد كه ايمپلنت ها در موقعيت صحيح خود با استفاده از تكنيك جراحي مناسب ، همراه با حداقل تروما و حداقل حرارت حين عمل قرار گيرند. ايمپلنت ها بايد داراي ثبات اوليه بوده و از نظر مكانيكي در طي دوره ترميم دو تا شش ماه بارگذاري شوند. تمام فاكتورهاي فوق بر استئواينتگريشن موثر هستند.

موفقيت طولاني مدت كلينيكي ايمپلنت ها وابسته به استئواينتگريشن و چسبيدن بافت هاي نرم و اپي تليوم به سطوح ايمپلنت است. همان طور كه ايمپلنت هاي دنداني به محيط دهان اكسپوز مي شوند ، بايد از مواجهه با عواملي همچون دود سيگار و پلاك باكتريايي ممانعت شود. از آنجايي كه تماس ايمپلنت با استخوان بدون وجود PDL و الياف كلا‍‍‍ژن آن طور كه در دندان طبيعي است ، مي باشد بنابراين بافت ها در اطراف ايمپلنت استعداد به عفونت دارند. اندكس هاي مختلفي شامل: پلاك اندكس ، اندكس لثه اي ، خونريزي حين پروبينگ و تحليل استخوان براي ارزيابي سلامت بافت هاي نرم اطراف ايمپلنت استفاده مي شود ، تحليل استخوان مارژينال بوسيله راديوگرافي ارزيابي مي شود و بطور مستقيم در ارتباط با موفقيت طولاني مدت درمان هاي ايمپلنت است. مطابق با مطالعات مختلف انجام شده ، تغييرات كرست استخوان در اولين سال بعد از جايگذاري ايمپلنت بايستي كمتر از 1mm باشد ، كه به نظر مي رسد اين ميزان تحليل استخوان بخاطر سازگاري استخوان اطراف ايمپلنت با بار اكلوزال مي باشد. بخاطر اينكه سازندگان ايمپلنت هاي دنداني بتوانند ميزان تحليل كرست استخوان را به حداقل برسانند ، تمهيدات مختلفي را اعمال نموده اند ، كه از آن جمله مي توان به ايجاد تغييرات سطحي ايمپلنت (اسيد اچ ، سندبلاست ، هيدروكسي آپاتيت و ...) ، تغيير در شكل ايمپلنت ( استوانه اي ، مخروطي) و تغيير در رزوه ها (نوع ، شكل و عمق رزوه) اشاره نمود.

هدف از مطالعه حاضر بررسي تاثير يكي از اين   تغييرات (شكل ايمپلنت) بر ميزان تحليل كرست استخوان پس از يك دوره شش ماهه بعد از بارگذاري مي باشد.

دانلود فایل

توجه : فایل بالا دارای پشتیبانی و امکان پیگیری است که با کلیک بر روی (دریافت فایل) نمایش داده خواهد شد

با تشکر از انتخاب شما