digidtyle

پایان نامه بررسي فرسودگي و حمايت شغلي از ديدگاه پرستاران مراكز آموزشي درماني رشت در سال 1389

پایان نامه بررسي فرسودگي و حمايت شغلي از ديدگاه پرستاران مراكز آموزشي درماني رشت در سال 1389

پایان-نامه-بررسي-فرسودگي-و-حمايت-شغلي-از-ديدگاه-پرستاران-مراكز-آموزشي-درماني-رشت-در-سال-1389

این پایان نامه در قالب فرمت word قابل ویرایش ، آماده پرینت و ارائه به عنوان پروژه پایانی میباشد.


مقدمه : فرسودگي شغلي يكي از مشكلات حرفه پرستاري است كه در صورت عدم برخورد صحيح با استرس شغلي ، پديد مي آيد و به صورت احساس واماندگي عاطفي ، مسخ شخصيت و عدم موفقيت فردي شغلي بروز مي كند. يكي از عوامل كاهش دهنده استرس شغلي حمايت هاي دريافتي فرد شاغل در محيط كار     مي باشد .  هدف از انجام اين مطالعه تعيين ارتباط فرسودگي و حمايت شغلي از ديدگاه پرستاران در مراكز آموزشي درماني شهر رشت در سال 1389 بوده است.   

مواد و روش ها : در اين مطالعه توصيفي همبستگي از روش نمونه گيري تصادفي طبقه بندي شده استفاده شده است. حجم نمونه 257 نفر و از  8  مركز آموزشي درماني رشت در سال 1389 بوده است . ابزار مورد استفاده پرسشنامه استاندارد فرسودگي شغلي مسلاچ و پرسشنامه حمايت شغلي اسپونر مي باشد.  داده ها با  استفاده از آمار توصيفي و آزمون هاي تي ، كاي دو ، تست دقيق فيشر و مدل لوجستيك رگرسيون  مورد تجزيه و تحليل قرار گرفتند.                                   

نتايج : از ابعاد فرسودگي شغلي ، واماندگي عاطفي در(4/51%) از واحدهاي مورد پژوهش كم و در (6/48%) از آنها متوسط رو به بالا بوده است؛ مسخ شخصيت در (2/94%) از واحدهاي مورد پژوهش كم و در (8/5%) از آنها متوسط رو به بالا بوده است ؛ عدم موفقيت فردي شغلي در (9/33%) از واحدهاي مورد پژوهش كم و در (1/66%) از آنها متوسط رو به بالا گزارش شده است. حمايت همكاران در اكثر موارد (9/82%) متوسط به بالا بوده و حمايت مسئولان در(47%) از واحدهاي مورد پژوهش متوسط به پايين  بوده است. يك همبستگي معكوس بين حمايت مسئولان با واماندگي عاطفي وجود داشت در حالي كه همبستگي مستقيم بين بخش دياليز و مسخ شخصيت وهمبستگي معكوس بين سن و مسخ شخصيت وجود داشت. 

    نتيجه گيري : نتايج اين مطالعه نشان مي دهد  با در نظر داشتن عوامل موثر بر فرسودگي شغلي پرستاران و با افزايش حمايت مسئولان مي توان از فرسودگي شغلي پرستاران پيشگيري نمود ؛  بنابراين كيفيت مراقبت پرستاري از بيماران   افزايش يافته و رضايت  شغلي پرستاران نيز افزايش مي يابد .

  امروزه بخش بهداشت و درمان به دليل ارتباط مستقيم با سلامتي انسانها يكي از مهمترين حوزه هاي توسعه پايدار در جوامع بشري به شمار مي آيد. تحقق اين امر نيازمند وجود گروه درمانگر سالم ، شاداب و با انگيزه كاري بالا مي باشد. از جمله افراد اين گروه ، كادر پرستاري بيمارستانها مي باشند. در تمام بخش هاي بيمارستاني به پرستاراني برخورد مي كنيم كه هنگام ورود به شغل پرستاري افراد  منظم ، دلسوز و علاقمندي بوده اند، اما معمولا پس از مدتي كار كردن و مواجه شدن با انبوهي از مشكلات و استرس هاي شغلي در محيط كار، احساس خستگي كرده و حتي مايلند از كار خود كناره گيري نمايند. در اين ميان يكي از عوامل شايع     مي تواند فرسودگي شغلي باشد(1) . حدود 80-50  درصد  از بيماريها توسط استرس يا با كمك استرس ايجاد       مي شوند منابع ايجاد كننده استرس گوناگون هستند كه يكي از مهمترين اين منابع شغل مي باشد (2). اگر استرس شغلي به نحو مطلوب شناسايي نشود و به طور مناسب با آن برخورد نگردد ، ممكن است به بروز فرسودگي شغلي منتهي شود (3).           

سندرم فرسودگي شغلي يك پاسخ به استرس شغلي است . واژه فرسودگي اولين بار توسط فرويدنبرگ [1] در سال1974 مطرح شد هنگامي كه او وضعيتي از خستگي و يأس فزاينده را در افرادي كه خدمات مراقبتي ارائه مي دادند شناسايي نمود (4) . فرسودگي يك نشانه استرس شغلي نمي باشد بلكه نتيجه پاياني استرس شغلي     ' مديريت نشده' است كه به صورت احساس واماندگي عاطفي[2]، مسخ شخصيت[3]  وكاهش كسب دستاوردهاي فردي شغلي(عدم موفقيت  فردي در شغل ) [4] بروز مي كند. احساس واماندگي عاطفي، احساس هيجاني بودن بيش از حد و درماندگي توسط شخصي است كه كار مي كند. مسخ شخصيت به گسترش فقدان شخصيت، حالت بي احساسي و بي تفاوتي نسبت به  مددجويان اطلاق مي گردد. كاهش كسب دستاوردهاي فردي شغلي زماني رخ مي دهد كه احساس رقابت و به دست آوردن موفقيت دركاركردن با افراد كاهش مي يابد. پرستاران به طور ويژه مستعد فرسودگي شغلي هستند ، چرا كه آنها با بيماري ، درد ، عذاب و مرگ مددجويان مواجه هستند (5).       

نقص تجهيزات در پاره اي از بخش ها، كم بودن يا ناياب بودن داروها،  ساعات و چرخش زمان كار كه پرستاران را از امور زندگي روزمره جامعه جدا مي كند از عواملي هستند كه به افزايش تنش در پرستاران منتهي مي شوند. كافي نبودن تعداد پرستاران ، نامشخص بودن موقعيت هايي كه بايد با آنها مقابله كنند و مسئوليت در قبال بيماران ( براي مثال در خلال كار شبانه ) ، نامتجانس بودن موقعيت هاي تنيدگي زا كه حاصل تنوع بيمارستان ها و در نتيجه تفاوت نوع كار پرستاران است ، شاغلين اين حرفه را در معرض تنيدگي قابل ملاحظه اي قرار داده اند (6 ). همچنين پرستاران در محیط کار خود با چالشهای گوناگونی مواجه هستند که منشا تنش در آنها می شود از جمله  این که آموخته های پرستاران در طی برنامه آموزش پرستاري در بيشتر موارد با شرايطي كه بر محل كار حاكم است مغايرت دارد و معمولا آنها را در وضعيت نامطلوبي قرار مي دهد كه مورد قبول آنان نيست ، بنابراین در تصميم گيريهاي روزمره در رابطه با مراقبت از بيماران دچار تضاد  دروني شده و نمي دانند چگونه به نداهاي وجدان خود پاسخ دهند. درنتيجه ممكن است علائم تنيدگي زاي رواني در آنها ظاهرگردد (7). طبق گزارشات انجام شده در كشورمان شيوع فرسودگي شغلي پرستاران بالا مي باشد به طوري كه در بيمارستان هاي وابسته به دانشگاه علوم پزشكي بابل  در 6/68 درصد از پرستاران فرسودگي شغلي زياد و7/0 درصد فرسودگي شغلي خيلي زياد گزارش شده است . بيشترين علل فرسودگي نيز شامل پايين بودن حقوق و مزايا(9/93%) و عدم حمايت مديران (85%)،عدم امنيت شغلي(84%) و ساعات كار  زياد(3/83%) بوده است (2). در بيمارستانهاي خصوصي تهران نيز درحدود87 درصد از پرستاران واماندگي عاطفي درحدمتوسط به بالا گزارش شده است (1) .

  فرسودگي شغلي اثرات زيان آور زيادي بر جسم، وضعيت روحي رواني واجتماعي شخص و عملكرد شغلي دارد كه شامل  نقصان اخلاق كاركنان، عملكرد كاري معيوب،  كاهش توليد ، غيبت ازكار، رفتار نامناسب شخصي بامددجويان ، نگرش منفي نسبت به شغل، رضايت  شغلي كمتر ، تغيير شغل  بيشتر، كيفيت زندگي پايين تر و فقر سلامتي ورفاه روحي رواني  مي باشند (4). در مطالعه اي كه در سال 2010 توسط هازل[5] در فلوريدا با هدف تعيين استرس شغلي، فرسودگي شغلي ، رضايت شغلي و تمايل به ترك كار در پرستاران بيمارستان هاي دولتي صورت گرفت نيز اثرمنفي واماندگي عاطفي و عدم موفقيت فردي شغلي بر رضايت شغلي گزارش شد. همچنين نتايج اين مطالعه ارتباط استرس شغلي ، فرسودگي شغلي، عدم رضايت شغلي و تمايل به ترك كار را تاييد كرد (8).

بهاي فرسودگي شغلي را در درجه اول مددجويان مي پردازند چون به دليل اين مسئله كيفيت مراقبت پرستاري كاهش يافته و رضايت مددجويان كاهش مي يابد (9). وقتي پرستاران دچار فرسودگي شغلي مي شوند ، مراقبت ضعيف تري ارائه مي دهند كه در نهايت موجب زيان سازمان  مي شود ؛ پس سازمانها نيز بهاي فرسودگي شغلي را مي پردازند   (10و9). علاوه بر اينها خود پرستاران نيز متضرر مي شوند چون فرسودگي شغلي زندگي آنان را هم تحت تاثير قرار مي دهد (11).  در مديريت استرس شغلي بعضي اقدامات  فردي  لازم است صورت گيرد به طوري كه هر فرد بايد  خودش در مورد كنترل فشار عصبي خود اقدام نمايد. مديران نيز با اعمال برخي اقدامات مانند پرورش فرهنگ سازماني مطلوب ، هدايت و حمايت كاركنان ، طراحي نظام حقوق مناسب و انگيزشي ، توجه به تطبيق شغل و شايسته سالاري ، مشاركت افراد در تصميم گيري و بهبود ارتباطات سازماني مي توانند در مديريت استرس شغلي دخيل بوده و از تحليل رفتگي كاركنان با تجربه و كارشناسان خود جلوگيري كنند (12 ).

 اكثر پرستاران درمحيطهاي پرتنش كاري،  ازحمايت اجتماعي كافي برخوردار نيستند (13). اگر حمايت اجتماعي در محيط كار وجود داشته باشد،  در سازگاري  شخص با تنش نقش عمده اي   خواهد داشت (14). ابوالراب[6] نيز به نقل از  سليه[7] گفته است  پرست

توجه : فایل بالا دارای پشتیبانی و امکان پیگیری است که با کلیک بر روی (دریافت فایل) نمایش داده خواهد شد

با تشکر از انتخاب شما