digidtyle

پايان نامه بررسی افسردگی پس از زایمان در زنان شاغل و غیر شاغل مراجعه کننده به مراکز بهداشت

پايان نامه بررسی افسردگی پس از زایمان در زنان شاغل و غیر شاغل مراجعه کننده به مراکز بهداشت

پايان-نامه-بررسی-افسردگی-پس-از-زایمان-در-زنان-شاغل-و-غیر-شاغل-مراجعه-کننده-به-مراکز-بهداشت

این پایان نامه در قالب فرمت word قابل ویرایش ، آماده پرینت و ارائه به عنوان پروژه پایانی میباشد


فهرست
فصل اول: كليات    1
1-1. پیش گفتار    2
1-2. مقدمه :    4
1-3. بیان مساله :    7
1-4. اهمیت و ضرورت :    9
1-5. هدف کلی:    10
1-6. اهداف فرعی :    10
1-7. هدف علمی :    11
1-8. هدف کاربرد اجرائی :    11
1-9. فرضیه ها :    11
1-10. متغیرهای پژوهش  :    12
1-11. تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرها  و مفاهیم :    12
فصل  دوم: پيشينه تحقيق    14
مقدمه :    15
2-1. افسردگی پس از زایمان :    15
2-2. اختلالات  هیجانی یا خلقی  :    16
2-3.  اختلالات افسردگی  :    17
2-3-1.  اختلال افسردگی اساسی :    18
2-4.  افسردگی مرتبط با بیماریهای زنان و مامایی :    24
2-4-1. اختلال افسردگی در زنان :    24
2-5. اثر حاملگی بر بیماریهای روانی :    27
2-6. اختلالات روانی در حاملگی :    28
2-8. افسردگی حوالی زایمان :    29
2-10. اختلالات روانی بعد از زایمان :    29
2-11. افسردگی پس از زایمان :    30
2-11-1. سیر و درمان :    32
2-11-2. دارودرمانی و شیردهی :    33
2-11-3. اهمیت افسردگی بعد از زایمان:    34
2-12. اشتغال زنان :    34
2-13.کار زنان در خانه :    35
2-14. کار زنان در خارج از خانه:    35
2-15. تاریخچه اشتغال زنان در ایران :    36
2-16. مطالعه وضعیت اشتغال زنان در خارج از ایران :    37
2-22. آثار اشتغال زنان :    38
2- 24. سازگاری زناشویی :    39
2-25.   خانواده:    39
2-26. تعارضات در زندگي زناشويي :    40
2-27. تعارضات سازنده و مخرب :    41
2-28. حمایت اجتماعی :    44
2-29. ابعاد حمایت اجتماعی :    45
2-30. اثرات روانی و جسمانی حمایت اجتماعی :    46
2-31. عدم وجود حمایت اجتماعی :    47
تحقیقات انجام شده داخل کشور در زمینه افسردگی پس از زایمان    47
مطالعات انجام شده در خارج از کشور در زمینه افسردگی پس از زایمان :    52
تحقیقات انجام شده داخل کشور در زمینه اشتغال زنان :    55
تحقیقات انجام شده خارج از کشور در زمینه اشتغال زنان :    58
تحقیقات انجام شده داخل کشور در زمینه سازگاری زناشویی :    60
مروری بر مطالعات انجام شده در رابطه با حمایت اجتماعی :    63
فصل سوم: روش تحقيق    67
3-1.مقدّمه    68
3- 2. نوع پژوهش :    68
3–3. جامعه آماری پژوهش :    68
3ـ4. نمونه آماري:    69
3-5. روش نمونه گیری :    69
3-6. حجم نمونه:    69
3-7. معیارهای ورود به مطالعه:    70
3-8. معیارهای خروج از مطالعه:    70
3-9. محیط پژوهش :    70
3-10. ابزار گردآوری داده ها :    70
3-11-1. پرسشنامه افسردگی بک :    71
3-12. روایی و پایایی ابزار:    72
3-12-1. مقیاس سازگاری زناشویی اسپانیر :    73
3-12-3. مقیاس حمایت اجتماعی فیلیپس :    74
فصل چهارم: تجزیه وتحلیل داده ها    76
توصیف آماری داده ها :    76
استنباط آماری داده ها :    79
فصل پنجم : بحث و نتیجه گیری    82
خلاصه تحقیق :    83
نتایج تحقیق :    83
بحث ونتیجه گیری :    85
منابع    87
پيوست    98

 

-1. پیش گفتار
هُوَ الذَّیَ اَنزَلَ السّکیَنهَ فِی قُلوُب المُؤمِنین: (اوست که آرامش را بر دلهــای افراد بایمان می¬فرستد) (سوره فتح، آیه 2).
زندگی بشر در طول تاریخ همواره با مشکلات و نابسامانیهای زیادی همراه بوده است، که آدمی را دچار رنج و عذاب نموده است. از جمله مشکلات و بیماریهایی که دنیای کنونی بیش از پیش با آن دست به گریبان است، بیماری رنج آور افسردگی است.افسردگی یکی از بیماریهای شایع روانی است، بطوری که امروزه بنام  سرماخوردگی قرن از آن نام برده می‌شود. این بیماری باعث عدم لذت بردن شخص از مواهب زندگی شده و بیمار را به کام رنج و عذاب روحی می¬کشد و روابط اجتماعی، خواب و حتی اشتها را تحت تاثیر قرار می‌دهد (صحتی، 1379). مطالعات نشان داده¬اند که در کشور های پیشرفته، زنان دو تا سه برابر مردان دچار ا فسردگی می‌شوند(نظری و رحمانی، 1376). علت این امر تفاوتهای وابسته به جنس در ابتلا به بیماریهای روانی است. این تفاوتها از دوران بلوغ آغاز می‌شود و در طی بارداری ادامه می¬یابد. در مجموع حوادث سیکل باروری مسئول این مشکلات عاطفی در زنان شناخته شده است(کاپلان ، 1382). افسردگی یک اختلال شایع است که شیوع آن در زنان حدود 25% است (کاپلان و سادوک ، 2003).
بحرانهای زندگی زن یعنی بلوغ، قاعدگی، روابط جنسی، بارداری و بالاخره زایمان چون حلقه های زنجیر بهم پیوسته است و جسم و روان زن را بطور انکار ناپذیری تحت تاثیر قرار می¬دهند (مصطفی نژاد، 1383). با توجه به تغییرات فیزیولوژیک و روانشناختی که با حاملگی همراه است، بسیاری از محققین دوران بارداری را به عنوان زمان تحول عظیم در احساسات، هیجانات و افکار مادر می¬دانند (کاپلان، 1382). اغلب زنان در دوران بارداری  متوجه تغییرات خلق و الگوی خواب خود شده و نسبت به تولد  و نگهداری فرزند احساس دوگانه می‌یابند و  از زایمان و دنیا آوردن کودک ناهنجار، و از اینکه نتوا¬نند  مادر خوبی باشند دچار اضطراب می¬شوند، که بدون حمایت کافی از طرف اعضای خانواده و تیم بهداشتی افزایش یافته، و یا اغراق آمیز شده، منجر به افسردگی می¬شود  (نظری و رحمانی، 1376). افسردگی دوران بارداری شایع بوده و برای مادر و جنین بسیار خطرناک است.  نتایج تحقیقات میزان شیوع اختلالات روانی را در سه ماهة اول 7/29% و در سه ماهة دوم 6/28 % و در سه ماهة سوم بارداری 6/39% گزارش کرده اند، که نشان دهندة شیوع بالای اختلالات در سه ماهة سوم و تشدید آن با نزدیک شدن زمان زایمان و تولد است(فروزنده، 1381). شیوع افسردگی، مخصوصاً افسردگی بعد¬از زایمان با عوامل فرهنگی و اجتماعی ارتباط تنگاتنگ دارد و به همین دلیل در کشورها و نژادهای مختلف شیوع آن متفاوت است(هانگ و ماترز ، 2001 ؛ کاپلان، 1382). شیوع  افسردگی بعد از زایمان در بعضی مطالعات 15-10% (محمدعلی بیگی، 1383) و در بعضی دیگر 20% (وانگ   و همکاران، 2003) و حتی تا 25% (ورکرک   و همکاران، 2004)گزارش شده است. شیوع افسردگی در کشور های آسیایی به دلیل سیستم حمایتی قوی، کمتر از بقیة نقاط دنیا گزارش شده است(روحی، 1380). که با مطالعات انجام شده در ایران همخوانی ندارد. شیوع این عارضه در بعضی نقاط کشور 5/30 (روحی، 1380) و در بعضی دیگر 25%  (خمسه، 1381) گزارش شده است.افسردگی پس¬از زایمان با خلق افسرده، اضطراب، بی¬خوابی مفرط و در برخی موارد با احساسات افسرده و خودکشی همراه است. و در موارد شدید به مرز سایکوتیک می¬رسد و با هذیان، توهم و افکار مربوط به قتل نوزاد همراه می¬شود(نظری و رحمانی، 1376). 1% از زنان نیاز به بستری شدن پیدا می¬کنند(اوینز  ، 1997). در زنان مبتلا به افسردگی پس¬از زایمان، خطر بروز افسردگی در 5 سال آینده دو برابر افزایش می¬یابد و عدم درمان، سبب بروز اختلالات خلقی طولانی مدت مقاوم به درمان می¬شود(کوپر و موری  ، 1999). به طور خلاصه افسردگی پس از زایمان به طور جدی بر زندگی فرد  و خانواده اش اثر نامطلوب دارد  (مک کنی  ، 2005).افسردگی می‌تواند با مشکلات جسمی مانند بی اشتهایی، درد اندام ها، کمر درد، درد مفاصل، مشکلات گوارشی و سردرد همراه باشد، در نتیجه باعث کاهش توان مادر در مراقبت از نوزاد گردد(فروزنده، 1381).از سوی دیگر افسردگی پس¬از زایمان بر روابط مادر و نوزاد و رشد نوزاد تاثیر منفی دارد(وانگ   و همکاران، 2003). بطوریکه بک به نقل از کنتز در این رابطه می¬نویسد:
«نوزاد مادرانی که دارای بی¬ثباتی عاطفی هستند در ارتباطات خود، واکنشهای نامناسب بروز میدهند ورفتارهای غیر عادی نظیر بی¬تفاوتی، عدم اطمینان به دیگران، رفتارهای ناهنجار، به همراه انزوای اجتماعی و عاطفی نشان خواهند داد(مصطفی نژاد، 1383 ؛ هیپول  ، 2000).» مطابق تئوری سیستم خانواده، هر عاملی که روی یکی از اعضای خانواده تأثیر داشته باشد، روی سایر اعضای خانواده تأثیر مستقیم یا غیر مستقیم خواهد داشت(لئونارد  ، 1998). لذا همسران زنانی که افسردگی پس¬از زایمان را تجربه می¬کنند، با احتمال 50 – 20% در معرض ابتلا به افسردگی هستند(وانگ و همکاران، 2003).در مورد شناخت این عوامل (بر خلاف کشورمان)، مطالعات زیادی انجام شده است، و نتایج متفاوتی حاصل شده است. عوامل خطرساز افسردگی پس¬از زایمان در مطالعات عبارتنداز: عدم رضایت از ازدواج، عدم حمایت همسر، حوادث زندگی(سوء استفاده جنسی، مرگ جنین، مرگ نوزاد) حمایت اجتماعی ناکافی، سابقه افسردگی، اختلالات اضطرابی، الکلی بودن والدین، سابقه افسردگی یا اختلالات اضطرابی در خانواده، سندرم پیش از قاعدگی، اضطراب و افسردگی در طی حاملگی اخیر، عوامل استرس¬زا در ارتباط با مراقبت از نوزاد(پره¬ترم بودن نوزاد، نوزادی که نیازمند توجهات خاص است)(شیهان  ، 1989)، از شیر گرفتن ناگهانی (میسیری  ، 1995)، بازگشت به کار قبل از هفته هشتم و طول کشیدن مشکلات مربوط به تغذیه با شیر مادر(کوپر و موری   ، 1998 ؛ کارتر  ، 1996).در تایید مطالب فوق، شارپ  1992 می‌نویسد :
' مشکلات روانی که می‌تواند همزمان با زایمان اتفاق بیفتد به اندازه عوارض جسمی اهمیت دارند. '
درک عمیق ضربه ای که اعضای خانوا

توجه : فایل بالا دارای پشتیبانی و امکان پیگیری است که با کلیک بر روی (دریافت فایل) نمایش داده خواهد شد

با تشکر از انتخاب شما